ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1027

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كتاب نقل دادند و كتاب مقولات را حذف كردند ، زيرا نظر منطقى دربارهء آنها عرضى است نه ذاتى ، و بكتاب عبارت بحث دربارهء عكس را ملحق كردند [ و موضوع مزبور هر چند در كتب متقدمان در كتاب جدل بود ولى ] [ 1 ] مسائل ياد كرده بسبب بعضى از وجوه از توابع مبحث قضاياست . سپس دربارهء قياس از حيث انتاج آن براى مطالب بطور عموم ببحث پرداختند نه بر حسب مادهء آن ، بلكه بحث دربارهء مادهء آن را كه عبارت از كتب پنجگانه : برهان و جدل و خطابه و شعر و سفسطه است ، حذف كردند . و ممكن است گاهى بعضى از آنان قسمت اندكى از آن را مورد توجه قرار دهند ، ولى بطور كلى چنان مبحث ياد كرده را از ياد برده‌اند كه گوئى وجود نداشته است در صورتى كه مبحث مزبور مهم و شايستهء اعتماد است . آنگاه پس از تغييرات ياد كرده در مسائلى كه خود وضع كردند بتفصيل و بطور جامع گفتگو كردند و آنچنان بمنطق مينگريستند كه فن مستقلى است نه از اين لحاظ كه وسيله و ابزارى براى دانشهاست . اين است كه گفتگوى در آن تفصيل و توسعهء فراوان يافت و نخستين كسى كه بدين روش رفتار كرد امام فخر الدين بن خطيب بود و پس از امام فخر ، افضل الدين خونجى از روش وى دنبال كرد و مردم مشرق تا اين روزگار هم بكتب وى اعتماد كامل دارند و او در اين صناعت كتابى بنام كشف الاسرار دارد ، ولى كتاب مزبور مفصل است و او را كتابى است بنام مختصر الموجز و اين كتاب براى تعليم نيكوست . سپس كتاب ديگرى بنام مختصر - الجمل در چهار ورق تأليف كرد و در آن مجامع فن و اصول آن را گرد آورد از اين رو متعلمان آن را متداول كردند و تا اين روزگار هم آن را ميخوانند و از آن برخوردار و بهره‌مند ميشوند و كتب متقدمان و شيوه‌هاى ايشان چنان از ميان رفته است كه گوئى هيچ وجود نداشته است و حال آنكه كتب مزبور مملو از نتايج و فايدهء منطق

--> [ 1 - ) ] چاپ پاريس و نسخهء خطى « ينى جامع » .